الماس همان کربن هست که تحت فشار و شرایط سخت تغییر کرده.تحمل فشارهای زندگی انسان را ارزشمند می کند.

و اما عشق ...

اميدوارم بتوانم با كمك نظرات شما عزيزان مجموعه اي از نكات در مورد اين موضوع جمع آوري كنم تا هركي عاشقه يا مي خواهد عاشق بشه بره اونو بخونه و از حرفها و تجربيات شما نكته هايي بياموزه بعد وارد اين وادي پر از احساس !؟ پر از هيجان !؟ شيرين!؟ تلخ !؟و يا طاقت فرسا بشه ؟ با چشمان باز و آگاهي بيشتر؛

نمي دونم چه جوري شروع كنم موضوع عشق موضوعي است كه همه معني اون را مي دونن و در حد خودشون با توجه به تجربه شون اونو درك مي كنن .به نظر من عشق را بهصورت جهان شمول و منحصربه فرد نه مي توان تعريف كرد و نه مي توان توصيف نمود. چون عشق به ادراك انسانها بر مي گردد و درك انسانها از موضوعات مختلف متفاوت است .

چند ماهي بود كه در وبلاگهاي مختلف سرك مي كشيدم، خيلي جالب بود، حتما شما هم تا بحال متوجه شدين ، مطالبي كه در  اكثر وبلاگها نوشته مي شود محوريت اصلي آن عشق است. و اكثر آنها هم عشق را با غم و ناراحتي توصيف مي كنند . اينطور نيست؟

موافق عقيده من نيستيد؟ براي شاهد مثال ، از ميان صد وبلاگي كه موضوع آنها عشق و عاشقي بود چند جمله اي را انتخاب كردم كه در عين حالي كه پر معني است ولي آثار غم و اندوه در آن ديده مي شود :

1-       دوست دارم هميشه از تو بنويسم بي انكه در جستجوي قافيه ها باشم بي انكه واژه ها را انتخاب كنم دوست دارم از تو بنويسم كه ميدانم هنوز دوستم داري و هر سپيده دم يك سبد مهرباني از تو دريافت ميكنم

2-       عشق ان چیزی است که بیشتر از هر چیزی داشتنش را دوست داریم وبیشتر از هر چیزی دادنش را دوست داریم وهیچ کس در نمی یابد که عشق همان چیزی است که همواره داده می شود و پذیرفته نمی شود

3-       يکي محبت ميکنه يکي ناز ميکنه ! اوني که ناز ميکنه هميشه محبت ميبينه اوني که محبت مي کنه هميشه تنهاي تنهاست

4-       تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم... شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم... تو چیستی که از هر موج تبسم تو... بسان قایق سرگشته ی روی مردابم...

5-       دوست دارم شب را به غم سر کنم ٬ دفتری را از اشک چشمم تر کنم ،نام آن دفتر نهم دیوان عشق ٬ عشق را عنوان آن دفتر کنم...

6-       در سرزمین عاطفه هایم چون گل روئیدی و من باغبانی آموختم ، اما کدام گل احساس باغبان را می فهمد؟ آیا هیچ گلی هست که باغبان را به اندازه ی یک قطره شبنم یا یک گلبرگ بشناسد و دوست بدارد ؟

7-       من سبزترین واژه ملموس غروبم کاش در این وسعت سبز یکنفر درد مرا می فهمید

8-       مرا این گونه باور کن : کمی تنها ، کمی بی کس ، کمی از یادها رفته ، خدا هم ترک ما کرده ، خدا دیگر کجا رفته !!! نمی دانم مرا آیا گناهی هست؟ که شاید هم به جرم آن غریبی و جدایی هست؟ مرا این گونه باور کن..

9-       شبي غمگين , شبي باراني و سرد مرا در غربت فردا رها کرد دلم در حسرت ديدار او ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد به من مي گفت تنهايي غريب است ببين با غربتش با من چه ها کرد تمام هستي ام بود و ندانست که در قلبم چه آشوبي به پا کرد او هرگز شکستم را نفهميد اگر چه تا ته دنيا صدا..

10-   آدم ها در دو حالت همديگر را ترك مي كنند: اول اينكه احساس كنند كسي دوستشون نداره و دوم اينكه احساس كنند يكي خيلي دوستشون داره

فكر كنم كفايت كنه ازاين گونه جملات و شعر ها در سراسر اين وبلاگ ها مي توان يافت و بي شك شما هم ديدين ! اينطور نيست؟

البته اينو بهتون بگم من خودم بد جوري تو دام عاشقي افتادم و تجربه خوبي از اون روزها دارم، روزهايي كه دوست ندارم ديگه بهشون برگردم ، چون خيلي چيزها رو از دست دادم براي بدست آوردن يك چيز ! اگه عمري باقي باشه تمام خاطراتم را در ماجرا هاي آبي آسماني به مرور مي نويسم  شايد مورد استفاده باشه . بگذريم  داشتم مي رفتم تو حاشيه....

راستي تا حالاعاشق شدين؟ من يكم از حال و هواي عاشقي مي گم  (هم از تجربه خودم و هم تجربه دوستان زيادي كه دارم)؛ اگه براي شما جور ديگه اي هست لطف كنيد بيان كنيد تا بحث ما كامل بشه... ممنون نظراتتونم ....

خوصوصيات آدم عاشق : دائم به فكر اونه ، فقط با اون  از ته دل مي خنده ، تو خيالش با اون خيلي حرفا مي زنه در نتيجه ديگه وقت نداره با كس ديگه اي حرف بزنه  و گرم بگيره ، حوصله اين كار را هم نداره ، يك گوشه گير تمام عيار، اگه اين عشق مخفيانه باشه كه اوضاع بدتره ، از اون بدتر زماني كه يكطرفه باشه ، ناراحته ، احساس آرامش نداره همش دلشوره داره چون آرامشش با اونه ، هر چي مي خوره يا مي نوشه به ياد اونه مي گه كاش اونم اينجا بود و چون نيست دپرسه ، آهنگهاي غمگين گوش ميده ، اگه معتقد باشه همش دعا و ثنا ميكنه، از خدا مي خواد كه اونم همينجوري باشه ، چون خودش به اون زياد فكر مي كنه ، معتقده كه اونم  متقابلا بهش فكر مي كنه ،خلاصه تفريح بدون اون معنا نداره و ... اون چيه ؟ كيه ؟ كجاست ؟ چيكار ميكنه ؟ با كيه ؟ سوالاتي كه توذهنش دنبال پاسخش مي گرده ، براي خودش يك دنياي پر از سوال ايجاد مي كنه و خودش رو تو اون دنيا تنها مي بينه و كسي را هم توي اون راه نميده !!!...

من يك سوال دارم: مگه ابهام ، غم و انده دوست داشتنيه ؟ چرا پس آدما دنبال اون مي رن ؟ مگه عاشق شدن جز ناراحتي و محدوديت چيز ديگه اي براي اونا فراهم ميكنه ؟يك نكته را هم بگم منظور من اين نيست كه هر نوع عاشقي بد ! راستي آدم عاشق چي بشه ، كه ارزشش را داشته باشه ؟قبل از ادامه بحث بگم حكمتي هست گه خدا غم را آفريد ، اگر غم نبود هيچ كس ارزش شادي را درك نمي كرد . ولي غم هم درجاتي داره وقتي غم توي روح و روان آدمي ريشه بدواند ثمره اي جز نااميدي به بار نمي آورد ، زندگي بدون اميد و آرزو  با مردن فرقي ندارد . چون نا اميد خواهان سكونه و از حركت و تلاش دوري مي كنه .

يك نكته ضروري هم داخل پرانتز بگم (فكر كنين ببينين آيا وقتي شما تو اين حالتها هستين طرف مقابلتون متوجه ميشه يا نه ؟ فكر كنين ، حيف نيست وقتي مطمئن نيستي كه اون الان تو را نمي بينه و نمي فهمه براش خود كشي كنين و نا راحت باشين ؟ عمرتون را تو ناراحتي حروم نكردين؟فكر كنين ، بازم فكر كنين و ... )

امام علي (ع) در نهج البلاغه مي فرمايند : كسي كه عاشق چيزي شود، چشم خود را كور و قلب خود را بيمار كرده است ، عاشق باچشمي نادرست مي بيند ، و باگوشي نادرست مي شنود؛ شهوتها عقل او را از كار مي اندازند و ...

يك بار ديگه اين سخن حضرت علي (ع) را بخوانيد اين بار با تامل بيشتر، چقدر دقيق اشاره كرده است آنحضرت من كه در دوران عاشقي همينطوري بودم ، شما چطور؟

ميگن وصال پايان عشقه؛ يعني همه سختي ها براي يك عاشق زماني به پايان مي رسه كه به عشقش برسه نمي دونم چقدر درست ولي مي گن .حالا عاشق چي و كي بشيم؟ ارزشش را دارد؟ اين يك سوال اساسي هست كه بايد يك آدم عاقل هميشه از خودش بپرسد. اينهمه زجر و ناراحتي را براي چه كسي و چه چيزي مي خواهد تحمل كند ؟ خانواده ، دوستان، وقت ، كار ، تحصيلات و ... را در مدت عاشقي كنار گذاشته مي شوند ، چه چيز ارزش اين موارد ناياب را دارد ؟ همه آنها را بديم كه چه بدست آوريم؟

"عاشق شدن آسان است، اما ادامه آن هنر است" چه جمله پر محتوايي!!! راستي آدما راحت عاشق ميشن؟ آدماي عاشق كه هنر عشق بازي را ندارن ، نمي تونن ادامه بدن ؟ من به شخصه اينطور فكر مي كنم زندگي بدون عشق بي معني هست اين عشق است كه آدمها را به حركت وا مي داره براي رسيدن به عشق بايد تلاش كرد ولي قبل از تلاش بايد فكر كرد ، كه اگر به آنچه كه مي خواست رسيد آنوقت از آن چيز چه بخواهد؛ آدما بايد عاشق يك چيزي يا كسي بشن كه وقتي به اون رسيدند ديگه همه چيز براشون تموم نشه ، تازه وقتي به هم رسيدند بتونن آينده روشن تري را براي هم ترسيم كنن و با نگاه تازه عاشق خوشبخت كردن هم  بشن ،  نه اينكه تمام تلاشش شون را بكنند تا به عشقش برسند كه آينده اشون تاريك بشه!!!!

مثل عشق مادر به فرزند ، مادر 9 ماه زجر مي كشد تابه فرزندش برسد وقتي به اون رسيد عشقش به پايان نميرسد بلكه عشق مادري از حالتي به حالت ديگر تغيير مي يابد. مادر وارد مرحله جديدي شده براي سلامتي و خوشبختي آن تلاش ميكند و ناراحتي هايي به جان مي خرد . انسان خدا جو عشقش خداست براي رسيدن به او از همه لذت هاي دنيا كه او را از مسير حق گمراه ميكند دوري مي جويد . سختي هاي زيادي مي بيند ، دائما با شيطان در جنگ و ستيز است .

يك نكته :عموما به اين نوع عشق ها (مادر و فرزتد- خالق و مخلوق)، عشقهاي مقدس مي گويند در هر دو مورد ، عشق دوطرفه هست ، مادر بچه را دوست دارد و بدون او احساس كمبود مي كند و بچه نيز به همين صورت . در اينجا وصال ورود به مرحله جديد عشق است نه پايان آن، پس ميشه گفت ؟ "عاشق شدن آسان است، اما ادامه آن هنر است"هنر مادر بودن، هنر بنده بودن ، هنر همسر بودن و ...

شما چه نظري دارين؟ چه خاطره اي دارين؟ چه تجربه اي دارين ؟ چه نكته اخلاقي و نصيحتي دارين؟ من با گوش جان مي شنوم خلاصه هر كي  هر چي مي تونه بگه راجع اين موضوع


برچسب‌ها: مجردانه
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 9:42  توسط آبي آسماني | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
متولد بهمن ماه 1359 ، تحصيلات كارشناسي ارشد رشته مديريت ،از مطالعه علوم اجتماعي و روابط انساني لذت می برم ،رنگ آبي رو دوست دارم، اصل و اهل تهرانم ، یک دختر نانازي و يك همسر مهربان دارم و عاشق زندگيم ، همسر و دخترم هستم و ...
این وبلاگ رو درست کردم تا نکات و تجربیاتی رو که یاد می گیرم و فکر می کنم مفیده رو ثبت کنم شاید یک روز به کار کسی بیاد

پیوندهای روزانه
دكوراسيون آشپزخونه
آشپزخون
زيبا شو زيبا بمان
مرکز علمی پژوهشی گردشگری
مرجع دانش
منشور بازاریابی ایران
سایت مدیر دات آی آر
مرکز پژوهش های صدا و سیما
بانک اطلاعات نشریات کشور
کتابخانه الکترونیکی کسب و کار
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1393
آبان 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آرشيو
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM